به گزارش"بالیگپا"، روانخواه باخت و رفت، عبدی آمد و باخت. تیم امید با اولی از جام ملتهای زیر ۲۳ سال آسیا حذف شد و با دومی از بازیهای آسیایی ناگویا. دو سرمربی، دو ناکامی و فدراسیونی که حالا باید کارنامه خودش را روی میز بگذارد. وقتی تغییر مربی هم به حذف دوباره ختم میشود، نقد باید به اتاق مدیرانی برسد که این انتخابها را انجام دادهاند.
کارنامه روانخواه قابل دفاع نبود؛ دو امتیاز، قعر جدول گروه و شکست مقابل لبنانی که نخستین حضورش در این مسابقات را تجربه میکرد. برای چنین نتیجهای نمیتوان دنبال نمره قبولی گشت. مسئولیت فنی این ناکامی با روانخواه است؛ مسئولیت سپردن تیم به او، فراهم کردن شرایط کار و ارزیابی عملکردش هم با فدراسیون. تصمیم بر پایان همکاری با یک مربی، مسئولیت مدیران را پاک یا کمرنگ نمیکند، چراکه حکم انتصاب را که خود روانخواه برای خودش ننوشته بود!
انتخاب بعدی حسین عبدی بود؛ مربیای با برد ارزشمند مقابل برزیل در جام جهانی نوجوانان، اما با ناکامی در رساندن تیم جوانان به جام جهانی. فدراسیون نیمکت امید را به او سپرد و حالا نتیجه این تصمیم هم مشخص است: حذف در مرحله گروهی بازیهای آسیایی با قبول شکستی مفتضحانه! موفقیت در یک مقطع، حق دائمی برای در اختیار گرفتن نسلهای بعدی فوتبال ایران را به ارمغان نمیآورد. هر مسئولیت تازه، صلاحیت متناسب و برنامه قابل ارزیابی میخواهد.
تیم عبدی برای صعود مقابل کره شمالی یک مساوی میخواست؛ گل اول را هم زد، اما چهار گل خورد و حذف شد. این نتیجه را باید با همان سنگینیاش ثبت کرد. تیمی که در تکتک شاخصهای بازی به چنین شکستی میرسد، در مدیریت مسابقه شکست خورده است. وعده آینده هم چیزی از مسئولیت این ناکامی کم نمیکند. اعتبار برنامهای که قرار است ما را به هدفهای بزرگتر برساند، در همین آزمونها سنجیده میشود.
عبدی پس از بازی عذرخواهی کرد و گفت تصور میکند بازیکنان با ذهنیت قطعی بودن صعود وارد زمین شده بودند. این توضیح، خودش بخشی از نقد کادر فنی است. آماده کردن بازیکن برای اهمیت مسابقه، از ابتداییترین مسئولیتهای سرمربی است. اگر تیم خطر حذف را جدی نگرفته، نیمکت هم در انجام وظیفهاش ناکام مانده است. عذرخواهی لازم است؛ اما جای ارزیابی فنی و پذیرش تبعات نتیجه را نمیگیرد.
سهم فدراسیون هم کاملاً مشخص است. هشتم شهریور، خبر تعطیلی اردوی امید بهدلیل حاضر نشدن بازیکنان منتشر شد؛ فقط پنج نفر از ۲۳ بازیکن دعوتشده به اردو رسیده بودند. همین یک نمونه برای نقد کیفیت مدیریت تیم کافی است.
جمع کردن بازیکنان، هماهنگی با باشگاهها و فراهم کردن فرصت تمرین، وظیفه فدراسیون است. مدیریتی که در تأمین این مقدمات گرفتار است، در ناکامی نهایی هم سهم دارد.
آقای رئیس فدراسیون! حاصل دو انتخاب فدراسیون پنج ستارهتان پیش چشم ماست. پاسخ قابل قبول، انتشار ارزیابی روشن از این دو دوره است: مبنای انتخاب مربیان، تعهدات فدراسیون، امکاناتی که تأمین شد و مسئولیتهایی که انجام نشد. اگر تمام واکنش به این کارنامه، رفتن یک مربی و معرفی نفر بعدی باشد، همان روندی ادامه پیدا میکند که قریب به یقین باید بابت ناکامی در مسابقات بعدی هم بازخواست شوید.
بازیکن جوان فرصت نامحدود ندارد. سنش از رده میگذرد، تورنمنتش تمام میشود و فرصت ازدسترفتهاش برنمیگردد. برای مدیران شاید بتوان جلسه دیگری گذاشت، حکم تازهای صادر کرد و صندلی جدیدی رزرو کرد؛ برای آن نسل اما، مسابقه تمام شده است.
روانخواه و عبدی سهم خودشان را از این شکستها دارند. سهم فدراسیون هم با برکناری هیچ مربیای تسویه نمیشود. آقای رئیس فدراسیون! این کارنامه شماست؛ پایش بایستید.


