به گزارش "بالیگپا"، تیم ملی فوتبال امید ایران در شرایطی با شکست سنگین ۴ بر یک مقابل کره‌شمالی از بازی‌های آسیایی ناگویا کنار رفت که پیش از این مسابقه ۴ امتیاز داشت و برای صعود تنها به یک تساوی نیاز داشت اما تیمی که می‌توانست با ساده‌ترین مدیریت مسابقه راهی مرحله بعد شود، نه‌تنها نتوانست از برتری یک بر صفر خود محافظت کند، بلکه در ادامه کاملاً از کنترل بازی خارج شد و در نهایت با دریافت چهار گل، یکی از تلخ‌ترین شکست‌های سال‌های اخیر فوتبال پایه ایران را رقم زد.
شاید مهم‌ترین سؤال این شکست، نه درباره توانایی فنی بازیکنان، بلکه درباره مدیریت مسابقه از سوی کادر فنی باشد. ایران در دقیقه ۱۷ به گل رسید و در آن لحظه شرایط کاملاً به سود تیم عبدی بود. حریف باید برای جبران گل جلو می‌آمد و ایران می‌توانست با حفظ ساختار دفاعی، کنترل ریتم بازی و استفاده از فضاهای ایجادشده، مسابقه را مدیریت کند. اما اتفاقی که رخ داد برعکس بود؛ کره‌شمالی نبض بازی را در اختیار گرفت و ایران در فاصله کوتاهی دو گل دریافت کرد و نیمه اول را بازنده به رختکن رفت.
این بخش از مسابقه، یکی از جدی‌ترین نقاط قابل نقد در عملکرد حسین عبدی است. تیمی که با یک تساوی صعود می‌کرد، نباید پس از رسیدن به گل برتری وارد مسابقه‌ای پرریسک و بی‌محاسبه شود. وظیفه کادر فنی در چنین شرایطی فقط طراحی حمله نیست. کنترل مسابقه، پایین آوردن سرعت بازی، فشرده نگه داشتن خطوط و جلوگیری از تبدیل شدن بازی به یک مسابقه رفت‌وبرگشتی، بخشی از مدیریت فنی است. ایران در این آزمون شکست خورد.

آمار مسابقه نیز اجازه نمی‌دهد شکست را صرفاً به چند اشتباه فردی نسبت داد. کره‌شمالی ۲۱ شوت به سمت دروازه ایران زد و سهم تیم عبدی فقط ۴ شوت بود. تعداد شوت‌های در چارچوب نیز ۱۰ بر ۳ به سود حریف ثبت شد. کره‌شمالی همچنین ۵۶ درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت. این اعداد نشان می‌دهد ایران در بخش قابل توجهی از مسابقه از نظر مالکیت، خلق موقعیت و کنترل جریان بازی با اختلاف از حریف ضعیف‌تر بود.
از سوی دیگر، عذرخواهی و اظهارات حسین عبدی پس از مسابقه درباره اینکه نتیجه برای او غیرقابل قبول بوده و بازیکنان انتظار چنین اتفاقی را نداشتند، یک سؤال مهم‌تر ایجاد می‌کند: چرا تیمی که برای چنین مسابقه‌ای آماده شده بود، از نظر ذهنی و تاکتیکی آمادگی مدیریت شرایط را نداشت؟
اگر مشکل، اعتمادبه‌نفس بیش از حد بازیکنان بوده، کنترل این وضعیت نیز بخشی از وظایف کادر فنی است. واین موضوع زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم تیم امید ایران مجموعه‌ای از بازیکنانی را در اختیار داشت که بسیاری از آنها در فوتبال باشگاهی ایران چهره‌های شناخته‌شده و اثرگذار هستند.
بازیکنانی در این سطح، حداقل در مسابقه‌ای که صعود با یک تساوی امکان‌پذیر است، باید بتوانند دستورات تاکتیکی مشخصی را اجرا کنند و از سوی نیمکت نیز در شرایط بحرانی هدایت شوند.
از طرف دیگر، موضوع آماده‌سازی هم نمی‌تواند کامل نادیده گرفته شود. این تیم در شرایط دشوار کشور و در دوره‌ای که فوتبال ایران با محدودیت‌های ناشی از بحران و جنگ مواجه بود، دو بار برای اردوی آماده‌سازی راهی ترکیه شد. بنابراین کادر فنی فرصت‌هایی برای آماده‌سازی و شناخت بازیکنان داشته است و در این بخش فدراسیون فوتبال نقش خود را به خوبی ایفا کرد.
این شکست تلخ بار دیگر ناکامی سریالی تیم‌های ملی پایه به ویژه تیم امید را در اذهان زنده کرد و نکته قابل بحث این است که فوتبال پایه ایران در سال‌های اخیر بارها مقابل کره‌شمالی با نتایج نگران‌کننده شکست خورده است. تیم زیر ۱۷ سال ایران مقابل این تیم ۴ بر یک بازنده شد، تیم زیر ۲۰ سال ۲ بر یک باخت و حالا تیم امید نیز با همان نتیجه ۴ بر یک از کره‌شمالی شکست خورده است. تکرار چنین نتایجی در رده‌های مختلف،  واقعیتی ترسناک  برای آینده فوتبال کشور است که نمی‌توان آن را فقط به عملکرد یک نسل یا یک مربی نسبت داد.
مسئله تیم امید تنها به شکست امروز مقابل کره‌شمالی محدود نمی‌شود. از زمانی که ایران در سال ۲۰۰۲ با هدایت برانکو ایوانکوویچ قهرمان بازی‌های آسیایی شد، مسیر فوتبال امید در این مسابقات روندی نزولی داشته و در شش دوره بعدی نیز ایران تنها دو بار به مرحله نیمه‌نهایی رسیده و فقط مدال برنز بازی‌های ۲۰۰۶ هانگژو را در کارنامه دارد.
شکست ۴ بر یک مقابل قرقیزستان در بازی‌های آسیایی ۲۰۱۴ و شکست یک بر صفر از هنگ‌کنگ در سال ۲۰۲۲ نیز از نتایجی هستند که نشان می‌دهند ناکامی در این مسابقات اتفاقی تازه نیست.
با وجود تغییرات مکرر روی نیمکت تیم امید نیز این شکست‌های سریالی عادتی شده که قرار نیست به همین راحتی ترک شود. در سال‌های مختلف نام‌هایی مانند مسعود معینی، حسن حبیبی، یورگن گده، حمید درخشان، اگون کوردس، مهدی مناجاتی، محمد مایلی‌کهن، حسین فرکی، وینگو بگوویچ، هومن افاضلی، محمد خاکپور، زلاتکو کرانچار، مهدی مهدوی‌کیا، رنه سیموئز، غلامحسین پیروانی، نلو وینگادا، حمید استیلی، غلامرضا عنایتی و حالا حسین عبدی روی نیمکت تیم امید قرار گرفته‌اند. تغییرات گسترده‌ای که با وجود آن، صعود و موفقیت در بازی‌های  آسیایی یا حضور در المپیک همچنان حل نشده باقی مانده است.
اما همین سابقه نباید بهانه‌ای برای فرار حسین عبدی از پاسخگویی باشد. اینکه ساختار فوتبال پایه مشکل دارد، به معنای آن نیست که سرمربی تیم امید مسئولیتی در قبال عملکرد تیم خود ندارد.
در واقع، شکست مقابل کره‌شمالی بیش از آنکه صرفاً یک حذف باشد، یک آزمون ناموفق برای مدیریت مسابقه توسط کادر فنی بود. تیم عبدی در شرایطی که حاشیه امن زیادی برای صعود داشت، نتوانست همان آن را حفظ کند. یک گل جلو افتاد، اما بازی را کنترل نکرد؛ دو گل خورد، اما واکنش مؤثری نشان نداد؛ در نیمه دوم عقب افتاد، اما نتوانست مسابقه را تغییر دهد و در نهایت چهار گل دریافت کرد.
اکنون فدراسیون فوتبال باید به جای تصمیم‌های احساسی و تکرار چرخه باید یک ارزیابی جدی از عملکرد تیم امید انجام دهد. اما در این ارزیابی، حسین عبدی نیز باید پاسخگوی بخش فنی این ناکامی باشد. نمی‌توان همه شکست‌های فوتبال پایه را به ساختار نسبت داد و در عین حال از سرمربی درباره یکی از ضعیف‌ترین نمایش‌های تیم امید در یک مسابقه سرنوشت‌ساز توضیح نخواست.
حسین عبدی پس از نمایشی تاریخی در بازی‌های جام جهانی نوجوانان ۲۰۲۳ نتوانست تیم جوانان را با شکست در ضربات پنالتی مقابل ژاپن به جام جهانی ۲۰۲۵ برساند و پس از این عملکرد مدتی در تیم جوانان ابقا شد که با برکناری امید روانخواه جای او را روی نیمکت تیم امید گرفت.
با این حال با استفاده از نفراتی مثل محمد خلیفه، امیرحسین حسین‌زاده دانیال ایری، امین حزباوی، سعید سحرخیزان، امیرمحمد رزاقی‌نیا، اسماعیل قلی‌زاده، مسعود محبی، پوریا شهرآبادی، کسری طاهری که سابقه حضور در تیم ملی بزرگسالان را داشته و نفراتی مانند عباس کهریزی، پوریا لطیفی‌فر، یوسف مزرعه، قاسم لطیفی و ... که جزو چهره‌های شاخص لیگ هستند، با نمایشی فاجعه‌بار نتوانست حتی از مرحله گروهی بازی‌های آسیایی صعود کند. تیمی که بازیکنانش سومین تیم گران جام را تشکیل می‌دادند اما در عمل سایه‌ای از قیمتی که این روزها در لیگ دریافت می‌کنند هم در ناگویا نشان ندادند.