به گزارش "بالیگپا"، جلال چراغپور در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس، درباره شکست ۳ بر یک تیم ملی فوتبال ایران مقابل ازبکستان در دیداری تدارکاتی اظهار کرد: به قول خارجی‌ها، تا زمانی که بخش‌های مختلف را از یکدیگر تفکیک نکنیم، نمی‌توانیم بگوییم دلیل این اشتباه‌ها در بازی چه بوده است. اکنون یک جریان کلی به نام تیم ملی و اتفاقاتی که در آن رخ می‌دهد، وجود دارد. این جریان کلی از اجزایی مانند بازیکنان، کادر فنی، کارشناسان و جامعه مخالف تیم تشکیل شده است که باید هر بخش را از دیگری تفکیک کنیم؛ زیرا اگر بخواهیم همه این موارد را یک‌جا و یکپارچه ببینیم، حق عده‌ای ضایع می‌شود و در برخی مواقع نیز نمی‌توانیم به یک موضوع صحیح و درست برسیم.
وی افزود: در چنین شرایطی ممکن است زحمات عده‌ای نیز زیر سؤال رفته و از بین برود. به همین دلیل باید موضوع را چندگانه دیده و از روش استقرایی استفاده کنیم؛ یعنی با بررسی همه اجزا به یک جمع‌بندی کلی برسیم. یک واقعیت وجود دارد و آن این است که چه طرفدار تیم ملی باشیم و چه مخالف آن، باید به این نکته اذعان کنیم که این تیم پیر شده و اجزای تشکیل‌دهنده آن نیز از تیم ملی سیر شده‌اند.
کارشناس فوتبال ایران تأکید کرد: در واقع، منافعی که بازیکنان از حضور در تیم ملی ایران به دست می‌آوردند، مانند قراردادهایی که می‌توانستند به عنوان بازیکن تیم ملی با باشگاه‌ها ببندند، سفرهایی که می‌رفتند و جوایز و آپشن‌هایی که دریافت می‌کردند، برایشان یکنواخت شده است و آنها از روی شکم‌سیری وارد زمین می‌شوند. رفتارشان نیز کاملاً این مسائل را نشان می‌دهد.

چراغپور عنوان کرد: مسئله دوم این است که این نفرات نمی‌توانند انگیزه بیشتری داشته باشند، زیرا از لحاظ فیزیولوژی و وضعیت بدنی، شرایط‌شان تمام شده است و روی حرکات، دویدن، انفجار و سرعت خود صرفه‌جویی می‌کنند. راحت‌ترین کارشان هم این است که هرجا گیر افتادند، پاس رو به عقب بدهند و حریف نیز با دام‌گذاری، توپ را بگیرد و آن را وارد دروازه کند. بازیکن تیم مقابل می‌داند وقتی بازیکن تیم ملی ایران گیر می‌افتد، نمی‌تواند از او عبور کند و در نهایت پاس رو به عقب می‌دهد.
وی افزود: این موضوع را تیم‌های مقابل با هر آنالیزی می‌توانند به‌سادگی دریابند. به بازیکنان خودشان می‌گویند بازیکن تیم ملی ایران نمی‌تواند شما را دریبل بزند، زیرا عضله‌اش اجازه نمی‌دهد انفجار لازم صورت بگیرد. بنابراین روی توپ و فضای تیم ایران فشار بیاورید؛ او مجبور می‌شود پاس رو به عقب بدهد.
کارشناس فوتبال ایران عنوان کرد: کادر فنی تیم ملی نیز می‌داند که این تیم پیر شده و می‌خواهد این وضعیت را اصلاح کند. حالا به بحث مکانیزم جوان‌گرایی می‌رسیم. شب گذشته دیدیم آلمان و هلند که در مرحله یک‌شانزدهم جام جهانی حذف شدند، برای جوان کردن تیم خود چه کاری انجام می‌دهند. آنها ابتدا سبک خود را تغییر می‌دهند و مربیانی با اندیشه‌ای متفاوت و مجزا می‌آورند. ژاوی از اسپانیا به هلند آمد و یورگن کلوپ نیز پس از سال‌ها فعالیت در فوتبال انگلیس به کشورش بازگشت.
چراغپور توضیح داد: در ادامه، تفکر خود را نیز تغییر می‌دهند. هلند می‌گوید من با سیستم ویژه ۳-۳-۴ خودم که ۳۰ سال است با آن بازی می‌کنم، نمی‌توانم به تیم‌های بزرگ دنیا برسم. به همین دلیل با تحلیل شرایط به این نتیجه می‌رسند که باید بروند و تفکر فوتبال ناب اسپانیا را روی فوتبال خود سوار کنند. حالا سؤال این است که ما می‌خواهیم فوتبال خود را تغییر بدهیم. برای این کار باید بازیکن را تغییر بدهیم یا تفکر را؟
وی ادامه داد: اگر بخواهیم تفکر را تغییر بدهیم، باید کل کادر فنی عوض شود. قصد از بین بردن زحمات کادر فنی تیم ملی را نداریم، اما واقعیت این است که آنها درباره شوت، پاس، یارگیری، سیستم، شرح وظایف و موارد دیگر، به این شکل می‌اندیشند و وقتی وارد بازی می‌شوند، نتیجه‌اش فوتبالی است که چنین وضعیتی پیدا کرده و تاب و توان خود را از دست داده است. اگر بازیکن جوان هم وارد تیم کنید، باز هم به همین شکل بازی خواهد کرد و تبدیل به «بازیکن سنتی در قالب یک جوان ۲۲ ساله» می‌شود. این نیز آفت دوم است.
مربی پیشین تیم استقلال تهران گفت: ممکن است کل تیم را جوان کنیم، اما در شرایط فعلی آنها نیز سنتی بازی خواهند کرد؛ زیاد پاس رو به عقب می‌دهند، از حریف عبور نمی‌کنند، سرعت ندارند، بازی را تند نمی‌کنند و طرحی برای حمله، ضدحمله یا دفاع ندارند. وقتی هیچ‌چیز ندانید، فوتبال خیابانی یا به قول خودمان فوتبال زمین خاکی بازی می‌کنید. در چنین شرایطی نیز هیچ تفاوتی میان افراد وجود ندارد، زیرا برای مربیان خود تدریس و آموزش نداریم.
وی تصریح کرد: اسم فوتبال ما در قیاس با بازی هلند و آلمان چیست؟ اگر فوتبال به آن شکل تعریف می‌شود، پس ما چه کار می‌کنیم؟ آن بدن‌ها کجا و به چه شکل آماده می‌شوند؟ مگر امکان دارد بازیکن در طول یک مسابقه ۷ تا ۹ کیلومتر انفجار داشته باشد؟ در ۹۰ دقیقه، در هفت پست، پرس واقعی و نفر به نفر انجام دادند؛ در حالی که بازیکن ما در یک پست، یار روبه‌رویش را رها می‌کند. تفکرات روز دنیا چنین مسائلی را می‌سازد.
تحلیلگر فوتبال ایران عنوان کرد: در برهه‌ای قرار گرفته‌ایم که نیاز به تحول داریم. ابزار تحول نیز بازیکن، دانش و مربی است. هیچ‌کدام از این موارد به‌تنهایی نمی‌تواند تحول ایجاد کند. اگر مربی را عوض کنید اما بازیکنان قدیمی با سواد قدیمی باقی بمانند، امکان تحول وجود ندارد. این سه موضوع روی یکدیگر تأثیر بسیار زیادی می‌گذارند. منظور از سواد این نیست که مربی فوق‌لیسانس یا دکترا داشته باشد. چگونه بازی کردن، کتاب، درس و آموزش دارد. اینکه از لابه‌لای چوب‌ها به شکل مارپیچ عبور کنید یا بغل پا را به این شکل بزنید، برای بچه‌های پنج‌ساله است، اما هنوز در کلاس‌های ما وجود دارد.
چراغپور اشاره کرد: بنابراین در ابتدا باید دانش را درست کنیم. از طرف دیگر، باید تفکرات جدید بر اساس دانش جدید شکل بگیرد، اما جالب این است که قدیمی‌ها از تفکرات خود دفاع می‌کنند و از هیچ، برهان قاطع می‌سازند. مثلاً می‌گویند خوب بودیم، اما بازیکن ما دو اشتباه کرد. همه این موارد را با هم جمع کنید و عملکرد تیم امید یا باخت به کره شمالی در تمام رده‌ها یا شکست مقابل افغانستان را نیز اضافه کنید؛ آن‌وقت متوجه می‌شوید که در زمینه تولید بازیکن، مربی و دانش، مشکلات اساسی داریم.


وی تأکید کرد: حالا باید اتاق فکر یا سازمانی تشکیل شود تا هر سه مورد را به‌صورت همزمان حل کند. یک مدرس خارجی بیاورند تا ۲۵ روز به ما آموزش بدهد. اگر می‌خواهیم فوتبال را تغییر بدهیم، باید به این موضوع نیز توجه کنیم که متأسفانه بچه‌های ۱۴ یا ۱۵ ساله در فوتبال امروز، به حدی پرخاشگر شده‌اند و به سر و کله یکدیگر می‌زنند که جای تأسف دارد. بروید و بازی‌های نوجوانان را ببینید که با چه غول‌بچه‌هایی مواجه شده‌ایم. طرف هنوز بچه است، اما تمام کارهایی را که نباید در فوتبال انجام دهد، مانند پا گذاشتن روی ساق بازیکن یا ضربه زدن با آرنج به چشم او، انجام می‌دهد.
سرمربی اسبق تیم ملی در پاسخ به این سؤال که با این وضعیت تکلیف فوتبال ایران چه می‌شود، پاسخ داد: در سه رکن فوتبال باید انقلاب انجام بدهیم؛ تربیت مربی، بازیکن و دانش و تفکر. تمام مدارس و آکادمی‌های فوتبال ما برای تربیت بازیکن، مسیر را اشتباه می‌روند. برد و باخت‌ها فقط در جهت منافع مربیان است و هرکسی که پول و ثروت داشته باشد یا بتواند کفش بالای ۵۰ میلیون تومان بخرد، وارد فوتبال می‌شود. فوتبال مانند اسکی و تنیس لوکس شده و دیگر آن فوتبالی را که طبقات عادی جامعه و بچه‌های آنها می‌توانستند با خلاقیت بیشتر در آن رشد کنند، شاهد نیستیم.

چراغپور خاطرنشان کرد: دولت به بازیکن کره شمالی کفش می‌دهد، اما در تیم ما بازیکن ۱۰۰ میلیاردی فوتبال بازی نمی‌کند. آن‌قدر قطره‌قطره فوتبال تغییر کرد که به وضعیت استحاله رسید. می‌دانید فسیل چگونه تشکیل می‌شود؟ مثلاً یک صدف لای ماسه گیر می‌کند و به مرور زمان ماسه جای مواد تشکیل‌دهنده صدف را می‌گیرد. پس از ۲ هزار سال، آن دیگر صدف نیست، بلکه تصویر و اثری از صدف است که استحاله شده است. در فوتبال ما نیز مدام گفتند اتفاقی نمی‌افتد، اما این فوتبال به‌صورت میلی‌متری استحاله شد. حتی اگر امروز بخواهیم آن را درست کنیم، ۱۰ سال طول می‌کشد؛ تازه در صورتی که بخواهیم کل ماجرا را تغییر بدهیم.
وی گفت: فوتبال ما به شکلی استحاله شده که دیگر نمی‌توانیم بازیکن ترانسفر کنیم. مهاجرت معکوس در فوتبال ما مد شده و نهایتاً بازیکنان ما به امارات می‌روند. برخی از بازیکنان تیم ملی نیز اصلاً عضو باشگاهی نیستند. یک زمانی وقتی می‌خواستید فهرست تیم ملی را اعلام کنید، کریم باقری، علی دایی، مهدی مهدوی‌کیا، مهدی پاشازاده، خداداد عزیزی، وحید هاشمیان و... را داشتید که تفکرات فوتبال اروپا را به ایران می‌آوردند و مانند موتور برای تیم ملی کار می‌کردند.
مفسر فوتبال کشورمان اضافه کرد: به حدی دنبال پول درآوردن و درآمدزایی در فوتبال بودیم که به‌کلی یادگیری و آموزش را رها کردیم و وضعیت به این شکل افتاد.
چراغپور تصریح کرد: در این وضعیت، در جام ملت‌ها اگر قرار باشد شجاعت تغییر را از دست بدهیم، باز هم شرایط‌مان مشکل خواهد داشت. البته این هم یک زنگ خطر است که دو بازیکن جدید را جای دو بازیکن قدیمی بگذاریم و سه بر یک ببازیم. این موضوع روی تصمیم‌های مربیان تیم تأثیر می‌گذارد و اگر دست به ترکیب جام جهانی بزنند، بدتر می‌بازند؛ زیرا این تیم ۱۰ سال است با یکدیگر بازی می‌کند و با اینکه پاس‌هایشان لو می‌رود، اما برخی مواقع چشم‌بسته به هم پاس می‌دهند. البته در این حالت، اگر نتیجه بگیریم، روی حادثه بوده و اگر نتیجه هم نگیریم، از ملت عذرخواهی می‌کنیم و کار تمام می‌شود.